محمد تقي المجلسي (الأول)

104

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

ياد كند و اگر هر دو سوگند ياد كنند يا رجوع سوگند كنند شريك باشند بسويه و واجب نيست بر كسى رخصت انكه سر چوب عمارت همسايه بر ديوار او نهند بلكه سنّت است پس اگر رخصت دهد پيش از نهادن چوب رجوع ميتواند نمود و بعد از ان رجوع نميتواند نمود مگر انچه بان نقصان مىشود بدهد و چون انعمارت خراب شود بعد از انكه ساخته شود رخصتى ديگر بايد كه چوب بدان ديوار نهد و اگر در چوب نهادن صلح نمايند بمالى درست است به شرط انكه وزن و حد انچوب معلوم باشد و چون دو كس شريك باشند در ملكى هيچكدام را نميرسد تصرّف در ان كردن بيرخصت شريك ديگر و چون انملك خراب شود تكليف شريك نميتوان نمود بعمارت ان مگر وقتى كه خراب كرده باشد بيرخصت ان شريك ديگر يا برخصت او به شرط انكه بسازد و هر كس را ميرسد كه شاخهاى درخت همسايه كه بخانهء او درامده باشد دور كند و اگر نشود بشكند و جائز است نابدان نهادن و دريچه و بعضى از عمارت بيرون كردن بكوچه راهگذر كه بن بسته نباشد به شرط انكه مضرت نرساند و همچنين در خانهء بدان گشادن و اگر صاحب خانه برابر معارضه كند منعش كنند از معارضه و اگر خراب شود و صاحب خانهء برابر مثل ان بسازد انكس كه اوّلا ساخته منعش نميتواند نمود و انچه ياد كرده شد روا نيست در كوچهء بن بسته اگر چه مضر نباشد مگر انكه كسانى كه در خانهء ايشان بدين كوچه است رخصت دهند و اگر بيرخصت ايشان كند ايشانرا ميرسد كه خراب كنند و همچنين ايشانرا منع ميرسد اگر درى بگشايد بجهة تردد و منع شان نميرسد اگر دريچه گشايد يا شبكه نهد در كوچهء منسده كه راه به بيرون ندارد و هر يك از انكسانيكه در خانهء ايشان باخر كوچه نزديكتر است شريكند يا هر يك از انكسانى كه در خانهء ايشان بسر كوچه نزديكتر است تا بدر خانهء هر يك از ايشان و هر يك از ايشانرا ميرسد كه در خانه بگشايند بجاى كه از درى كه بسر كوچه هست نزديكتر باشد باب پنجم در اقرار و ان خبر دادن از حقى لازم است بر انكس كه خبر ميدهد خواه مالى باشد يا غير ان و انكس را كه خبر ميدهد مقر ميگويند و انكس كه خبر براى او مىدهند مقر له و ان حق را مقر به و درين باب دو فصل است و خاتمه فصل اوّل در اقرار بمال و اركان ان چهار است اوّل صيغه و ان لفظى است كه خبر ميدهد از حق سابق مانند فلانكس راست بر من يا نزد من يا در ذمّت من فلان چيز و شرطست كه معلق بامرى نباشد پس اگر گويد تراست بر من چندينى اگر زيد بيايد يا اگر تو خواهى درست نباشد و اگر گويد كه بر منست هزار دينار چون اوّل ماه شود و اگر به قصد تعليق گويد اقرار درست نباشد و اگر به قصد ان گويد كه قرضى مؤجل است تا انوقت اقرار درست باشد و اگر كسى گويد به ديگرى كه مرا نزد تست هزار دينار پس جواب گويد كه بلى يا گويد راست مىگوئى يا باز داده‌ام اقرار درست است مال ازو طلب توان نمود و اگر گويد كه وزن كن يا در كيسه كن و مانند ان اقرار نيست و اگر به كسى گويد كه ايا مراست بر تو هزار دينار پس جواب گويد كه بلى اقرار است و مال ازو طلب توان نمود و اگر گويد به كسى كه اين خانه از من خريدهء يا به بخشش قبول كردهء يا از فلانكس بملكيت ستادهء يا غصب كردهء پس جواب گويد بلى